لطفا با لبخند وارد شوید

بابا چيه هي میگن...

زیباترین لبخند ها ...! (فقط بخندین  )

بابا چيه هي ميگن لاين داري؟

وايبر  داري؟
تانگو داري؟

گوشي من فقط چراغ قوه داره.هر كي ميخواد شب بياد بالا پشت بوم به هم علامت بدیم>





خیلی بده یه آهنگ عاشقانه آدم رو یاد ۵، ۶ نفر بندازه





ملت از خونه زنگ میزنن بیرون غذا سفارش میدن اونوخت...

من از بیرون زنگ میزنم خونه سفارش میکنم غذامو نخورن


+ نوشته شده در شنبه بیستم اردیبهشت 1393 ساعت 1:6 توسط امید |


دلم واسه دوس جونیام تنگولیده ....مر30بچه ها



بعضي پسرا كه دكمه پيرنشون تا نافشون بازه

                     بايد به اينا گفت برادر مگه ميخواي بچه شير بدي

                                           رعايت كن خب

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ساعت 10:47 توسط امید |


لطفا با لبخند وارد شوید

9d5wflgij84cazotchnd.jpg    


 

خصوصیات پسرها:

۱- اصولا هفته أی 1 بار شكست عشقی می خورن.

2- تا یه دختر خوشگل می بینن مثل جوجه راه می افتن دنبالش.

3- چشمك *  ۰جزو تیك عصبیشونه.

5- اگه یه روز متلك نگن زبونشون میخ در میاره.

6- دوستت دارم جزو حرفای روز مرشونه.

7- زبان باز ترین و پاچه خوار ترین موجودات روی زمینن.

 


خصوصیات  دخترها:

 ۱) تا زبونشون باز میشه عوض مامان بابا میگن شوهر

2) حالشون از پسرا به هم میخوره ولی نمی دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن

3) اگه خونشون آتیش بگیره بین بابا و لوازم آرایش حتما لوازم آرایش و انتخاب می کنن

4) نون شب ندارن بخورن ولی پول عمل دماغشونو ردیف میکنن

5) همه خوشکل و خوش هیکلن(خدایا منو بخاطر این دروغم ببخش)

۶) از 8 تا 20 سالگی شونصد تا دوست پسر داشتن که هیچ کدوم درکشون نمیکردن ...

 


 

 
 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1392 ساعت 20:38 توسط امید |


×××ی بار رفتم...×××


 یه بار رفتم خونه یه بنده خدایی ویندوز عوض کنم،

دختره بهم گفت اگه میشه مای کامپیوتر رو هم نصب کنید

گفتم اونجوری هزینتون بیشتر میشه ها: ))

گفت :چاره ای نیس!

هیچی دیگه ، پول تک تک آیکونا رو جداگونه ازش گرفتم

 


رفتم یه سیمکارت همراه اول خریدم ایرانسل بهم اس داده :

فکر نمیکردم بهم خیانت کنی !واست متأسفم! بای !

 


آزمایش مدفوع یارو گم میشه ،
میره تو آزمایشگاه داد میزنه و میگه : مملکت که صاحب نداره

 اینم بخورید ببینییم به کجا میرسید!؟:)))

 



 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ساعت 19:9 توسط امید |


من چه رنگیم؟

  eroa4bsh3oj902l4cmrc.jpg

سبز : جذاب    *   آبی : دوس داشتنی        *     لیمویی: ناز
سرخآبی: خوش تیپ   *  قرمز: شیطون *      نیلی: بدجنس
قهوه ای: لجباز       * طوسی: بد اخلاق   *    زرد: مهربون
صورتی: خوشگل *  سیاه=سياه: مشکوک *  صدفی: خود خواه
زرشکی: عاشق      * ارغوانی: گوشه گیر  *     سفید: پاک


+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1391 ساعت 0:34 توسط امید |


هيييييي خدا فانتزیامو ازم نگير...

 یکی از فانتزیام اینه

که یه شب بارونی

 ببینم دارن یه دختره رو اذیت میکنن

منم برسم بهشونو*دخل* تک تکشونو بیارم !
بعد دختره رو از رو زمین بلند کنم و کتمو دربیارم

 بدم تنش کنه … بعد سرشو بیاره بالا تو چشام نگاه کنه

 و بگه میشه اسمتو بدونم ؟ بعد من از توی کتم

یه سیگار دربیارم روشن کنم ، بعد یه پوک عمیق بگیرمو

 یه لبخند ملیح بزنمو دودشو بزنم تو صورتش ،

بعد دود که رفت کنار من غیب شده باشم

 و اونم یهو بیفته رو زمینو

سرشو بیاره رو به آسمونو از ته دل داد بزنه خدااااااااااااا …


یکی از فانتزیام اینه که برم توی عروسی غریبه و موقعی

 که عروس میخواد بعله رو بگه یهو از وسط جمعیت داد برنم:

 نهههههههه باهاش ازدواج نکن ، من هنوز دوستت دارمممم …

 بعد فامیلای دوماد جنازمو ببرن سمت افق


یکی از فانتزیام اینه که با لحن جدی و خسته به یه دکتر بگم : لطفا حاشیه نرو دکتر !
بعد بلند شم و از پنجره مطبش به افق خیره بشم و بگم :

 فقط بگو چند روز دیگه زنده می مونم ؟


يکی از فانتزیام اینه که ازدواج کنم ، بچه دار شیم ، بچمون دختر باشه ،

 اسمشو بذاریم گیتا ، بعد با زنم دعوا کنم و جول و پلاسش

رو که خواست جمع کنه بره خونه باباش بهش بگم :

هرچی میخوای ببری ببر ، فقط گیتارو با خودت نبر


بعد یه فانتزی دیگه دارم : یه جا که خیلی شلوغه گوشیم زنگ بخوره بگم : آره ، آره ، حواستون باشه ؛ “زنده می خوامش” …


داشتم تو اتوبان میرفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود و داشت می افتاد باباش هم اصلا حواسش نبود.
رفتم کنارش هر چقدر بوق میزدم نمی فهمید.
آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا ایستاد بهش گفتم :
پس چرا حواست به بچه ات نیس ؟؟؟
ی دفعه دو دستی زد تو سرشو گفت :
اصغر پس ننه ت کوووووووو؟؟!!!!



ترس نداره عمو ، شل کن!

!


!


!

.

.

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید
صادقانه‌ترین تبلیغی که تو این چند سال دیدم بنر شهرداری هس
که نوشته: هر شهروند؛ یک درخت!!

ینی کشته مرده ی این مردم دوستیشونما..
کوجای ذلم بذارم آخه ؟!!!!!!!!!!!:

 

بدون شرح
فرار دختران از دیوار مدرسه+عکس
 

 
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 ساعت 17:17 توسط امید |


!!!!!!!


 
امیدوارم خرس زیبایی ها همیشه تو غار چشماتون خونه کنه ولنتاینتون مبارک دوستای گلم
 

جاتون خالی دیشب رفته بودم شهر بازی و فقط به یه نتیجه رسیدم: توی شهر بازی تو بعضی از این وسایل بازیش باید یه دکمه ی "غلط کردم" هم بزارن...!!!


اونقدری که من بالش زیر سرمو تا صبح می چرخونم، اگه به جاش توربین بود می تونستم برق کل روستاها رو تامین کنم

 زنبوره اومده نزدیک دختر عمه م که 10 سالشه دختر عمه م
 برگشته میگه تورو خدا منو نیش نزن من محصولات شمارو خیلی دوست دارم

بعضی شبها که خوابم نمیبره ، یه جوری که مغزم بشنوه میگم:

 " برم یه کتابی بیارم بخونم".

هیچی دیگه؛


اصن بیهوش میشـم :|

روش خوب و امتحان شده ایه


آقایون عزیز می‌خواستم بهتون بگم دیگه خانومارو واسه پارک دوبل مسخره نکنین...
.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

چون اونا پارک معمولی‌ هم نمیتونن بکنن چه برسه پارک دوبل !!!!!
:)):)):))
پسرااااااااا دست جیغ هوورااااااااااااا
valaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa

 

نظر به اینکه عید دیدنی به صورت رفت و برگشت انجام میشه و با توجه به گرانیهای اخیر جهت رفاه حال مردم ،
سال 92 عید دیدنی به صورت حذفی برگذار میشود


 سوالات رایج مربوط به موبایل:

.

.
سال 82: دوربینم داره؟
سال 85: دوربینش چند مگاپیکسله؟ صداش چطوره؟
سال 88: تاچه؟ یا از این معمولیاس؟
سال 91: آندرویده؟
سال 94: اخلاقش چطوره؟!
سال 1400: درکت می کنه یا نه؟
سال 1403: به اندازه کافی بهت توجه می کنه؟ یا می خوای باهاش بهم بزنی؟
/


ینی تنبلی تا این حد؟؟؟

سر شام به داداشم میگم برو آب بیار

میگه خفشو خودم از تشنگی دارم ماست میخورم!!


دیوار موسسه بیمه رو تازه رنگ کردن

روش نوشتن “لطفا روی دیوار چیزی ننویسید”

 یکی اومده با اسپری روش نوشته “چشم داداش شما جون بخواه  

 


دعوت مودبانه ي بابام از من براي صرف شام :
تَن لَشتو از پشت كامپيوتر جمع كن بيا پاي سُفره پهن شو


يکي از فانتزيام اينه که 

يک شب قبل از ولنتاين (دقت کنيد يک شب) 

وقتي دارم تو خيابون راه مي رم يه لامبورگيني (ترجيحا مورسيه لگو)

از کنارم رد شه بَد يهو بک بگيره (برگرده عقب) جلو پام واسته ،

يه دخدر خشگل قدبلند (170) 

از توش بياد بيرونُ همينجوري واسته جلومُ بهم زُل بزنه 

(^_^)

<||>

_//_

يه نيم ساعت بعدش بگم خانم چيزي شده ؟ 

اونم يهو اشک تو چشاش جمع شه بگه : 

من سال هاست دنبال تو مي گردم !!

من بگم دنبال من !؟ :-؟

بگه آره هــاني ! حالابپر بالا بريم با هم تاب بخوريم ..

منم بگم باشه جوجو و سوار شم ! 

بعد دوس دخمرم ماشين روشن کنه طوري تِکاف کنه که 

لاستيکا همينطور دود کنن انقد دود کنن که ما بتونيم 

به راحتي تو اون دودا محو شيم 

بعد ملت زل بزن نيگا كنن هي حسوديشون بشه هععععععععععي خدا فانتزياتو از ما نگير



حرکات دختر خانم ها در زمانهای مختلف (طنز ناراحت نشیدا)

حرکات دختر خانم ها در زمانهای مختلف (طنز)
 
وقتی که مهربونن ———-> مثل یه خرگوش ملوس دوست داشتنین

وقتی که اعصبانی میشن ———-> مثل دیونه ها میشن دیگه نمیشه رفت سمتشون

وقتی غر میزنن ———-> مثل مگس میرن رو اعصابت

وقتی که ناز میکنن ———-> مثل یه بچه نق نقو اعصابتو خورد میکنن

وقتی که دروغ میگن ———-> قیافشون شبیه سوسک میشه(نکته کنکوری)

وقتی ناراحت میشن ———-> مثل یه گنجشک تیر خورده دلسوز میشن

وقتی خوشحال میشن ———-> مثل کانگورو اینور اونور میپرن

وقتی جیغ میزنن ———-> مثل یه سوزن که بهت میزنن از جا میپری

وقتی که بترسن ———-> مثل موش سریع یه جا قایم میشن

وقتی خجالت بکشن ———-> مثل لبو قرمز میشن

وقتی که حرف میزنن ———-> مثل رادیو خراب باید بزنی تو سرش تا قطع شه

وقتی که گریه میکنن ———-> مثل بچه های شیش ماهه حتما باید نازش کنی تا آروم شه





فرق زمین خوردن دختران با پسران

www.parsnaz.ir - فرق بین زمین خوردن دخترا و پسرا (طنز جالب)


پسر در حال دویدن...

زااااارت (صدای زمین خوردن)

رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت

 آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی")

یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!!

یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!

.

.

.

.

.

دختر در حال راه رفتن…

دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)

رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای…

یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟

یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!

من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!

 


حرف آخر

خــــدایا به بزرگیت قسم> تو

عکس های دست جمعی

جای هیچ مــــادری رو خالی نگذار آمـــین


 
 

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 ساعت 19:18 توسط امید |


قشنگی زندگی به اینه که تو اوج غم باشی ولی بخندی

دختر بودن یعنی تمام عمر پای آینه بودن!

دختر بودن یعنی پنکک زدن به جای صورت شستن!

دختر بودن یعنی کله قند و لی لی لی لی …

دختر بودن یعنی پس این چایی چی شد؟؟!

دختر بودن یعنی الگوی خیاطی وسط مجله های درپیت


دختران در 24 ساعت...

5صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..

۶ صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف

 شاهزاده می خوره از خواب می پره .

7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!!

8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل

 (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه

 به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو ,

کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…

9صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر

 روی صورت (جهت آرایش)

10 صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی

 همچنان با جدیت ادامه دارد .


 

ترم اول (ترم جو گیریدگی):

الو سلام مامانی. منم هوشنگ.

وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه.

 دانشگاه فضای خیلی نازیه. وای خدا خوابگاه رو بگو.

وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل

 از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن

و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان

 به سرشون زده؛ تنم مور مور میشه…

راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی

 خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.

دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشس!

لامصب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!!

پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش زیاد

 رفت بخش مسمویت بیمارستان!

ترم دوم (ترم عاشق شدگی):

آه ای مریم. ای عشق من. همه زندگی من.

می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه

بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.

می خواهمت با تمام وجود عزیزم.

همه پول و سرمایه من متعلق به توست.

بدون تو این دنیا رو نمی خوام. کی میشه این

درس من تموم شه تا بیام باهات ازدواج کنم …

امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم

 رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس می درخشیدی

 تماشا می کردم…

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ساعت 8:3 توسط امید |


..........

omid.jpg

 

 

فرق منو تو

گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم.

گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم.

گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم.

گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري.

گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد

طرف رو خفه كنم.

گفتي... گفتم...

حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه!

فرق ما اينه كه:

تو دروغ گفتي، من  راستشو

 

http://dc281.4shared.com/img/gLPiY2ZK/s3/0.4281119771528833/barff.jpg

 

حالا که "چوب حراج" زده ای احساست را

مراقب " چوب خدا"  هم باش ٬

صدا ندارد.

 

*

 

یواشکی دوستم داشته باش، آدمایِ دنیای من، چشمِ دیدنِ.....عشق رو ندارند.!!!

 

*

 

 

ناگهـــان ...
از تصور انکه دلت برایم تنگـــ شده باشد
دلـــم ضعف می رود
چه آرزویی بالاتر از انکه
تـــو به مـــن ...
وابسته شده باشی؟

 

 

http://valentine-iloveu.persiangig.com/image/GHALB%20E%20TANHAY%20E%20BARF.jpg

پاییز...
فصل رسیدن انارهای سرخ است ،
و انار...
چه دل خونی دارد
از رسيدن

 

 

با گفتن " دوست من جایت خالیست " ، نه جای من پر می شود و نه از عمق شادی هایت کمتر...فقط دلخوش می شوم که هنوز بود و نبودم برایت مهم است

 

*

ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺯ ﻭ ﺳﺮﻣﺎ ﺩﺳﺘــﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮﺩ .
ﺩﺭ ﺟﯿﺒــــﺖ ﺑـــﮕﺬﺍﺭﺷﺎﻥ،

ﺷﺎﯾﺪ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺗﻪ ﺟﯿﺒﺖ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ،
ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ

 

مَـــن و دل بـــا هَــم

بــــازیِ جَــدیــدی یـــاد گـــرفتیـــــم

سکـــــه می انــــدازیـــــم

قــــرعۀ بــــا تـــو بــــودن را

آن طَــــرف ؛ اســـــم تــــو

ایــــن طَـــرف ؛ عَکس تـــو

مَــــن بـــا تـــــو

یـــــا

دل بـــــا تـــو؟

 

*

 

مَــــن فقَــــط یکــــ واسطــــــ ــه بودَم!

دل را خُــــ ـــدا داد و تـــــــو هَـــــم بُـــــردی


دستَــــــم بگیــــــر ! دارَم بــــــه یــــ ـــادَتــــــ
...

می اُفتَـــــــ ــم ...!!!

 

 


+ نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1391 ساعت 17:38 توسط امید |


...

 
 
 


 

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1391 ساعت 8:22 توسط امید |